مرتضى مطهري

56

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

كس خوب آدمى است اما بد استاندارى است ، به عكس فلان كس ديگر كه بد آدمى است و خوب استاندارى . اگر فلان زاهد متقى را استاندار بكنند ، خوب آدمى است و بد استاندارى . ممكن است اين دو جنبه از نظر طبيعت باشد و ممكن است از نظر تربيت . مثلًا زن از نظر طبيعت خوب كدبانويى است و بد سياستمدارى ، و يا يك كسى كه تحصيلات و استعدادات خود را در راه طب به پايان رسانيده ، از نظر تربيتى كه يافته خوب طبيبى است و بد - مثلًا - سياستمدارى . و پس از دقت معلوم مىشود كه خوبى از جنبه مثبت و بدى از جنبه منفى اشياء انتزاع مىشود . خوبى نسبت به هدفى است كه براى آن ساخته شده و بدى نسبت به هدفى است كه براى آن ساخته نشده . اين هم بايد گفته شود كه در اينجا خير و شر كه گفته مىشود ، مقصود خير و شر اضافى است به قول حكما ، و قهراً معنى شر اين است كه وجودش براى چيزى منشأ خير نيست يا موجب فقدان و نقصى است . بنابراين درباره دنيا بايد گفته شود كه اولًا مقصود از خوب و بد و يا خيريت و شريت دنيا اضافى است نه حقيقى و اين خير و شر اضافى از جنبه هاى مختلف متفاوت است . دنيا ، هم خوب است و هم بد خوب است براى آنچه كه او خلق شده براى آن چيز و بد است براى آن چيزى كه براى او خلق نشده . دنيا دار حركت و استكمال و كسب فيض و عمل و ترقى است ، خوب محل حركت و استكمالى است ، خوب دارالتعلم و التأدب و التجاره اى است ، اما بد دار الاقامة و التوطنى است ، خوب وسيله اى است و بد مقصدى . حضرت سيدالشهداء فرمود : * ( يا دهر اف لك من خليل . ) * واقعاً هم همين طور است ، دنيا بد خليلى است . اگر بنا شود دوست گرفته شود به درد رفاقت و دوستى نمىخورد ، دوست بىوفايى است . اما او براى دوستى آفريده نشده است . حضرت امير فرمود : * ( دارصدق لمن صدقها ) * . اين بدبينىها نسبت به دنيا همه از اين جهت است كه ما اين موجود را آن طور كه هست نشناخته‌ايم ، او را به جاى يك موجود ديگر گذاشته‌ايم كه عالم آخرت است . تقاضاى روحى خود را كه در